به گزارش حیات، نصرت پور در قصر شیرین و حین انجام خدمت مقدس سربازی در جریان تمرین های رزمی به مقام جانبازی نایل آمده است. می گوید از ابتدا شوق و ذوق فعالیت صنعتی داشته و مثل همه کارآفرینان، روزهای دشواری را برای ساخت و تأسیس یک واحد تولیدی سپری کرده است.
بسیار خرسند است که چند جوان با چرخش چرخ های کارگاه امرار معاش می کنند و مهم تر از این، توانسته است شمار زیادی از جوانان را نسبت به راه اندازی کسب و کار در مناطق دوردست و محروم امیدوار سازد.
در گفت و گوی حاضر تجربه و دانش عملی این کارآفرین ایثارگر را به بحث گذاشتیم.
جناب نصرت پور از روزهای شروع و راه اندازی کارگاه بگویید؟
بحث راه اندازی کارگاه ابتدا در ذهن من یک رؤیا بود. مثل همه دوستانی که در صحنه اقتصادی فعالیتی را به انجام رسانده اند، من هم روزهای اول قدری بیم و استرس داشتم. تصور این که بتوانم در شهر و منطقه، یک مجموعه صنعتی را پایه گذاری کنم سخت بود. با علاقه و برنامه ای که برای ایجاد یک مرکز تولید اجناس چرم داشتم، ابتدا بررسی و تحقیق زیادی در ایلام انجام دادم؛ نتیجه اش این بود که جای چنین فعالیتی را خالی دیدم.
سرمایه و امکانات اولیه مورد نیاز برای کارآگاه را چگونه تأمین کردید؟
بدون اغراق می گویم با کمترین امکانات فعالیت مان را شروع کردیم. سرمایه اولیه ما حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون بود. این رقم شاید با محاسبات امروزی چندان مبلغ چشم گیری نباشد اما آنچه کمبودهای مالی را جبران کرد همت و تلاش شبانه روزی من و همکاران بود.
با همان سرمایه اند کم کم دستگاه و تجهیزات مورد نیاز را تهیه کردیم و سپس به محیط و تأسیسات کارگاه را فراهم کردیم. اما وقتی چرخ های کارگاه به حرکت درآمد همه خستگی ما درآمد و انگار تولد دوباره یافتیم.
در طول یک دهه اخیر دست کم شاهد دو موج رکود و تلاطم اقتصادی بودیم. این مشکلات و بحران ها را، شما در عرصه اقتصادی فعال بوده اید، چگونه سپری کردید؟
روزهای شروع فعالیت کارگاه برای ما واقعاً روزهای رونق بود. به گونه ای که سود قابل توجهی اندوختیم. اما بعد از مدتی اولین شوک اقتصادی بر بخش تولید وارد شد. این شوک و بحران دامن ما را هم گرفت. بعد از این شوک، برای تهیه مواد اولیه به شدت دچار تنگنا شدیم حتی برای پرداخت مطالبه طرف های قرارداد و نیز پاس شدن چک ها مجبور شدم بخشی از لوازم کارگاه را بفروشم .
با این حال این مشکلات باعث نشد دست از فعالیت برداریم و به هر زحمتی شده بود، بعد از یک سال، فعالیت کارگاه را از سرگرفتیم. امروز با وجود وضع ناخوشایندی که در عرصه های اقتصادی بویژه در استانها حاکم است به لطف خدا، مجموعه کارگاهی ما به فعالیتش ادامه می دهد.
هم اکنون در کارگاه قریب 10 نفر مشغول فعالیت هستند و در کنار آن یک مرکز فروش در ایلام داریم که محصولات را به دست مشتری می رساند و روانه بازار می کند.
اگر بخواهید تجربه تان در این حرفه را به افرادی که مخصوصاً در منطقه ایلام علاقه و زمینه فعالیت اقتصادی را دارند، منتقل کنید چه چیزی می گویید؟
من در فعالیت های اقتصادی بیشتر از همه به مهارت و آموزش های عملی توجه می کنم. البته منکر تخصص و کسب مدارج علمی و دانشگاهی نیستم اما در فعالیت های کارگاهی و محدود که در شهرها و استانهای دور، کاربرد دارد به نظرم بیش از هر چیز را باید روی آموزش و بالا بردن مهارت جوانان برنامه ریزی کرد. این اولین نکته ای است که در منطقه ای مثل ایلام من به عینه آن را آموخته ام.
البته می دانم در ذهن شما الان این سوال مطرح می شود که آیا صرف داشتن مهارت صنعتی و فنی برای یک جوان کافی است تا بتواند پروژه اقتصادی را پیش ببرد یا نه. پاسخ آن روشن است، شما بعد از کسب مهارت می بایست با افراد همفکر یک هدفگذاری کنید و بر اساس آن هدف مشترک، عزم تان را برای شروع یک کار اقتصادی جزم کنید.
در حال حاضر آیا برنامه ای برای گسترش فعالیت کارگاهی تان در ایلام یا مناطق دیگر ندارید؟
چرا بعد از این که توانستیم اعتماد مشتریان را در این منطقه بدست بیاوریم تمایل جدی برای گسترش و توسعه کارگاه پیدا کردم البته در جریان هستید که وضعیت اقتصادی الان به لحاظ تأمین سرمایه و بکارگیری نیروی انسانی جدید سخت شده است ولی با این همه نقشه یک فعالیت تولیدی بزرگتر را برای عرضه محصول کفش چرم آماده کرده ام.
خانواده و اعضای فامیل چگونه با این حرفه و مسئولیت دشوار شما کنارآمده اند؟
حقیقتاً روزهای نخست یعنی قبل از آنکه ما تأسیسات کارگاه را تهیه و مستقر کنیم بسیاری از نزدیکان سعی کردند من را از این پروژه منصرف کنند. یادم هست حرف اکثر آنها این بود که اگر کارگاه تولید کفش چرم در این منطقه بازار داشت چرا قبل از شما کسی سراغ آن نرفته است. کنار آمدن با این حرف ها و نگاه های ناامیدانه آن روزها برای من خیلی سخت بود اما در نهایت ریسک کار را به جان خریدم و الان که نگاه می کنم از این که توانستم اثبات کنم در همین مناطق با امکانات محدود می توان پروژه های خرد اقتصادی را به نتیجه رساند، خرسند هستم.
الان در برخی از محافل این سخن شنیده می شود که روحیه فعالیت تولیدی تنزل کرده است بویژه نیروهای جوان جامعه کمتر به کارهای مهارتی و کارگاهی تمایل نشان می دهند. چه اندازه این ادعا را قبول دارید؟
نمی توان این بحث را به همه جای جامعه تعمیم داد به نظرم تقویت روحیه تلاش اقتصادی بویژه گرایش به کارهای تولیدی نیازمند آن است که علاوه بر سرمایه گذاری دولت در این نوع فعالیت ها، نهادهای آموزشی و فرهنگی ما نیز روی افکار جوانان از این نظر تأثیر بگذارند.
من مشکل اصلی جامعه را اتلاف وقت و بی توجهی به اوقات نسل جوان و نوجوان می دانم. این اتفاق خطرناک است که اغلب جوانان ما ساعت های طولانی را در دنیای اینترنت سپری کنند و این گونه سطح علمی بچه ها تنزل پیدا کند. ما به طور جدی نیازمند فرهنگ سازی در زمینه استفاده بچه هایمان از ابزار و امکانات جدید فناوری هستیم و این چیزی نیست که با توصیه یا دستور به بچه ها امکان پذیر باشد.
در پایان این گفت و گو دوست دارم به عنوان یک ایثارگر، دغدغه تان را در زمینه میراث ارزشی و آرمانی شهدا بدانم و این که چه پیشنهادی برای حفظ و ترویج این ارزشها دارید؟
این البته دغدغه فقط بچه های جانباز نیست. فکر کنم همه آنها که حقایق دوران دفاع مقدس را تجربه کرده اند به این مسئله فکر می کنند که مبادا راه و رسم قهرمانان بزرگ این کشور فراموش شود. من در این بحث اعتقاد زیادی به نقش وسایل و ابزارهای فرهنگی و هنری دارم و به نظرم می آید برای نسل امروز و آینده بهترین ابزار ارتباط و درک حماسه های یک ملت، گنجاندن آنها در قالب داستان و قصه و نمایش هست./حیات طیبه